خیانت چیست؟

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ، خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد ، خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ، خیانت می تواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد.

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ، خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد ، خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ، خیانت می تواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد.

دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت
بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد

میان عابـران تنهـاتر از من هیچ کس نیست
کسى اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست
دلم امشب براى خنده هـایت تنگ تنـگست
فقط در دست هاى گــرم تو مــردن قشنگست

عاشقت خواهم ماند..............بی آنکه بدانی
دوستت خواهم داشت ................بی آنکه بگویم
درد دل خواهم گفت............بی هیچ کلامی
گوش خواهم داد ....................بی هیچ سخنی
در آغوشت خواهم گریست.......بی آنکه حس کنی
در تو ذوب خواهم شد ...........بی هیچ حرارتی
این گونه شاید احساسم نمیرد

ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به هم نمي رسند ياد گرفتم در عشق هيچكس بهاندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تري ، تنهاتري

هرگز نگو که دوست داری،اگر
حقیقتاً بدان اهمیت نمی دهی
درباره احساست سخن نگو ، اگر واقعا وجود ندارد
هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش را داری
هرگز نگو برای همیشه وقتی می دانی که جدا می شوی
هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری
هرگز سلامی نده وقتی می دانی که خداحافظی در پیش است
قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری
به کسی نگو که تنها اوست وقتی در فکرت به او خیانت
میکنی.

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی
تلاش برای فراموش کردن کسی راکه دوست دارید مثل این است که تلاش برای به یاد داشتن کسی که هرگز ندیده اید.



کوروش بالاخره تصمیم خودش را گرفت .او می دانست که پدر سهیلا هرگز
موافق ازدواجش با سهیلا نمی شه .کوروش وضع مالی خوبی نداشت. در
ضمن سهیلا خواستگاران پولدار ی هم داشت وهمچین عشق آتشی به
کوروش نداشت . عشق یه طرفه وفقر این بود تمام زندگی کوروش .تصمیم
کوروش این بود از بالای کوهی که گاهی قدیمها روزهای جمعه صبح با
دوستان به کوهنوردی می رفت , بالا بره وخودش را از کوه به پایین پرت
کنه .بالاخره روز موعود کوروش رسید .نامه ای برای سهیلا نوشت وترتیبی
داد که بعد از مرگش نامه به دست سهیلا برسه ....


مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.انها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتتند
زن جوان :یواش برو من می ترسم.
...
مرد جوان : نه این جوری خیلی بهتره.
زن جوان : خواهش می کنم "من خیلی می ترسم.
مرد جوان : خوب "اما اول باید بگی دوستم داری.
زن جوان : دوستت دارم"حالا می شه.....


سلام دوستان خوبین؟؟
چه طورین؟؟؟؟
یه چیزی میخوام بهتون بگم:
هیچوقت،هیچوقت،هیچوقت عاشق کسی نشین....
هیچوقت.



