عاقبت...
دختر:مامانم نمیذاره باچه بهونه ای بیام؟
پسر:بگو میخوام برم استخر.

دختر:مامانم نمیذاره باچه بهونه ای بیام؟
پسر:بگو میخوام برم استخر.

دوست دارم...
اومدم بهت بگم...
ولی دیدم دستتو گذاشتی تو دستای یکی دیگه..
اومده بودم بگم دوست دارم قلبمم بهت بدم ولی....
خوش باشی عزیزم...
پسرک تنهادر خیابان پرسه میزد.به فکر عشق خود بود که ناگهان اورا در کوچه ای دید که دست در دست پسری دیگر در حال قدم زدن بود... پسرک شکسته شده بود,شاخه گلی در دست داشت که میخواست به او بدهد....پاهایش سست شده بود ونمیتوانست کاری کند...

می دونی دلم چی میخواد ؟ یه اتاقی باشه گرمه گرم ، روشنه روشن ، تو باشی منم باشم ،
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید ، تو منو بغلم کنی که نترسم ، که سردم نشه که نلرزم ،
اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار ، پاهاتم دراز کردی ،
منم
اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم ، با پاهات محکم
منو گرفتی

امشب دلم میخواد براتون چندتا اس ام اس عاشقانه
بذارم.امیدوارم خوشتون بیاد....
جیرجیرک به خرس گفت"عاشقت شدم.خرس گفت"الان وقا خواب زمستونیمه من وقتی که6ماه دیگه بیدار شدم اون موقع بیا با هم صحبت کنیم.خرس خوابیدووقتی بیدار شد جیرجیرک را ندید.!خرس نمیدانست که جیرجیرک ها تنها سه روز عمر میکنند...
تورامیبوسم همچو گل نرگس روی قلبم مینویسم بی توهرگز..
